لالایی خواندن حضرت زهرا (سلام ا... علیها) برای فرزندانشان

حضرت زهرا علیهاالسلام آنگاه كه برای كودكان لالایی می‌خواند یا با آنها بازی می‌كرد، به تربیت روحی و پرورش جسمی عزیزان خود می‌پرداخت، و خطاب به حسن علیه السلام چنین می‌فرمود:

اَشْبِهْ اَباكَ یا حَسَنْ                                                          واخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنْ

وَاعْبُدْ اِلها ذاالمنن                                                                      وَلا تُوالِ ذالاِْحَنْ

«حسن جان! مانند پدرت [علی علیه السلام] باش و ریسمان را از گردن حق بردار. خدای احسان كننده را پرستش كن و با افراد دشمن و كینه توز دوستی (و رفاقت) مكن.‌»

و آنگاه كه حسین علیه السلام را نوازش می‌كرد، چنین می‌فرمود:

اَنْتَ شَبیهٌ بِاَبی                                                                            لَسْتَ شَبِیها بعَلی

«[حسین جان] تو به پدرم [رسولخدا صلی الله علیه و آله] شباهت داری و به پدرت علی علیه السلام شبیه نیستی.‌»

علی علیه السلام سخنان فاطمه علیهاالسلام را می‌شنید و لبخند می‌زد.

منبع: مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص389؛ مسند احمد، ج6، ص283؛ فرهنگ سخنان فاطمه زهرا علیهاالسلام، محمد دشتی، ص135 ـ 136.

 

عفیف بودن یعنی این؟

 

  درکتاب مروارید عفاف، محمود اكبری حکایتینقل شده بود ازمنتهای حجاب یک زن در زمان خلیفه عباسی؛ دیدم بد نیست آن را برایتان نقل کنم:

یكی از خلفای بنی عباس دستور اكید داده بود كه از مردم مالیات گرفته شود. خانواده‌ای در بلخ توانایی پرداخت مالیات را نداشت. زن این خانواده كه لباس زربافتی داشت، به شوهرش پیشنهاد كرد آن لباس را به جای مالیات بدهند؛ در حالی كه ارزش آن بسیار بیشتر از مالیات تعیین شده بود. شوهر، لباس را به خلیفه رساند.

خلیفه وقتی آن لباس با ارزش و همت بلند را دید، گفت: این را به صاحبش برگردانید كه من مالیات او را بخشیدم. وقتی این لباس را باز گرداندند،

زن گفت: آیا خلیفه این لباس را دید؟ گفتند: آری.

زن خطاب به شوهرش گفت: من دیگر لباسی را كه نامحرم دیده باشد، نمی‌پوشم. این لباس را بفروش و در بلخ مسجدی بساز و او هم چنین كرد.

فکرشو بکنین اگه ما در عصر امروزمیخواستیم اینجوری فکرکنیم اصلا نباید از مغازه های پوشاک ، لباس تهیه کنیم چون یا فروشنده مرد نامحرمه یا لباس پشت ویترین در معرض نگاه  همگان است. 

درسته عفیف بودن در آن حدی که در این حکایت آمده در زمان فعلی چندان عقلایی به نظر نمی رسد ولی  این از ارزش عفت نمی کاهد.

مگر مادر ما سادات ازمادر موسی کمتر است؟

بازشدن قفل دربا نام حضرت زهرا(سلام ا.. علیها)

علامه طباطبایی از مرحوم قاضی نقل می‌كند كه روزی همراه با سید مرتضی كشمیری (از اوتاد و زهّاد معروف وقت كه دارای حالات و مقامات و مكاشفات بوده) برای زیارت مرقد حضرت اباعبدالله از نجف به كربلای معلا آمدیم و در یكی از حجرات مدرسه بازار بین الحرمین ساكن شدیم.

روزی سید مرتضی جلو و من از پشت سر ایشان به سمت حجره می‌رفتیم، دیدیم درِ حجره مقفّل (قفل شده) است.

مرحوم كشمیری نظری به من كردند و گفتند: می‌گویند هر كس نام مادر حضرت موسی علیه السلام را بر قفل بسته ببرد، باز می‌شود؛ مادر من از مادر موسی علیه السلام كمتر نیست.

آن گاه دست به قفل زد و گفت: یا فاطمه! و قفل باز شد. آن را زمین گزارده و وارد حجره شدیم.

منبع: ماهنامه مبلغان

چرا دم در بیاین تو !

این روزها در هر جلسه ی سوگواری که شرکت می کنیم ، مصائب حضرت زهرا(سلام ا... علیها)  را می شنویم  و البته گریان بودن و اشک ریختن برای رنجهای بانوی نمونه اسلام جزءلاینفک این مراسم است.

در این مراسمها  با توسل به اهل بیت به درمان دردهای دنیایی و رفع حوایج مان می اندیشیم، اما تا چه حد سعی کرده ایم در رسیدن به رشد و تعالی معنوی از این نعمت استفاده کنیم.

بارها به دردهای بانوی مانده بین درو دیوار گریسته ایم ولی چند بار تلاش کرده ایم  به بیعتی که با مولایمان بسته ایم وفادار بمانیم!!!!!!

از پشت درخانه حضرت زهرا (سلام ا... علیها) زیاد شنیده ایم ولی  از آداب زندگی در داخل این خانه که نتیجه اش تربیت فرزندانی چون امام حسن (ع) امام حسین(ع) بوده اند غافل بوده ایم!

بارها به مظلومیت مولا گریسته ایم ولی آیا به این اندیشیده ایم که اگر ما در زمان ائمه بودیم ، آیا به یاری آنها می شتافتیم یا به بهانه های واهی از این مسئولیت سرباز می زدیم.

مگرما معتقد نیستیم که اگر ولی مان را دوست داریم، از نشانه های دوست داشتن ایشان این است که رهرو راهشان باشیم و برای رهرو بودن لاجرم باید مومن بود و مومن بودن چیزی جز رعایت آداب اسلامی و متخلق بودن به اخلاق اسلامی است؟

اگراین گونه است چرا وقتی پس از ساعتها عزاداری ائمه،  قصد خروج از مسجد یا حسینیه را می کنیم، تنها چیزی که برایمان مهم نیست، رعایت حقوق دیگران است؟

چرا حجاب مخصوص جلسات عزاداری است و  در سایر اماکن حجاب مهجور مانده است!!!

چرا گاهی مایی که دم ازمسلمانی می زنیم ،حتی بعضی از ویژگیهای انسانی را هم رعایت نمی کنیم؟

آیا می دانیم با این کار هایمان چه لطمه ای به اسلام می زنیم و اجازه می دهیم با شبهاتی که از سوی مغرضان مطرح می شود راه برای تمایل فرزندان و جوانان این مرزو بوم به فرق انحرافی هموار شود؟

چرا غیبت و گاهی تهمت ، جزء لاینفک بعضی از جلسات مذهبی ما شده است؟

هیچ اندیشیده ایم این نعمت عمر را  داریم در چه راهی صرف می کنیم؟

تا چه حد به رهنمودهای  آنها عمل کرده ایم؟( من که هنوز به عمل یک حدیثشون موندم، همون که دکارت اونو اصلی ترین شرط اخلاق می دونه، درست حدس زدین این سخن امام علی (علیه السلام) که می فرمایند آنچه خود می پسندی بر دیگری هم بپسند و آنچه برخود نمی پسندی بر دیگری مپسند)

آیا  جوری عمل کرده ایم که در زمان ملاقات حضرت زهرای مرضیه که یکی از مهمترین هم و غمهایشان نجات  و شفاعت مسلمانان در عالم دیگر بود،  شرمنده نباشیم.

این روزها فرصت خوبی است که در کنار جلسات عزاداری از سخنان اساتیدی که در این مجالس بیان میشود بهره مند شویم و در کنار توسل به اهل بیت برای رفع حوایج دنیوی ، به استفاده از این نعمت در جهت رسیدن به رشد معنوی بپردازیم.

به نظر شما برای به حداقل رساندن این آسیبها چه کاری ازدست ماساخته است؟(نظر یادتون نره)

یاس بوی مهربانی می‌دهد

کلیک کنید

عشق من! پاییز آمد مثل پار                                        

                                                 باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما     

                                                  گُل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل، خونجوش بود   

                                             در فراق یاس، مشکی پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد     

                                                عطر دوران جوانی می‌دهد

یاسها یادآور پروانه اند     

                                                          یاسها پیغمبران خانه اند

یاس ما را رو به پاکی می‌برد     

                                       رو به عشقی اشتراکی می‌برد

یاس در هر جا نوید آشتی ست   

                                         یاس دامان سپید آشتی ست

در شبان ما که شد خورشید؟ یاس     

                                   بر لبان ما که می‌خندید؟ یاس

یاس یک شب را گُل ایوان ماست      

                               یاس تنها یک سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود             

                                      راهی شبهای دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاک نیت است      

                                       یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو کرده‌اند 

                                                    یاس را پیغمبران بو کرده اند

یاس بوی حوض کوثر می‌دهد    

                                                عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود           

                                  دانه‌های اشکش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه              

                                     می‌چکانید اشک حیدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است و بس        

               چشم او یک چشمه الماس است و بس

اشک می‌ریزد علی مانند رود                     

                          بر تن زهرا، گل یاس کبود

            (احمد عزیزی

راههای مقابله  بانفوذ شیطان ( قسمت پایانی: حربه ی  شیطان؛ تسویف در توبه)

تسویف یعنی به تاخیر انداختن کار خیر.

پیامبر تسویف را شعار شیطان می داند که به قلب مومن القاء می شود.

شعار هر شخصی، فشرده ای از آرمان ها و اهداف آن شخص یا امت است . یعنی عصاره ی تمام نیرنگ های شیطانی در تسویف خلاصه می شود.

امیرالمومنین در نهج البلاغه آسیب جامعه ی دینی را تسویف معرفی می کند و  می فرماید :جاهلان شما اهل افراط در گناه هستند و دانشمندان شما اهل تسویف هستند.

در مقابل آن خداوند می فرماید : سبقت بگیرید به سوی خیرات .

ادامه نوشته

راههای مقابله با نفوذ شیطان( قسمت چهارم: حمله پیش رو)

امام صادق (ع) می فرماید : کسانی که می خواهند از یاران ویژه حضرت مهدی (عج) باشند باید سه کار انجام بدهد : انتظار پویا و سازنده ، پرهیز شدید از گناه و عمل کردن براساس فضایل اخلاقی .

تاکنون در مورد حملات شیطان از پشت سر، سمت راست وسمت چپ چیزهایی بیان شد. اکنون وقت آن رسیده به مظاهر حملات شیطان از پیش رو مطالبی از حجت الاسلام حیدری کاشانی نقل قول نمایم.
ادامه نوشته

راههای مقابله با نفوذ شیطان( ادامه قسمت سوم: حمله سمت راست)

چه اتفاقی می افتد که ما از خدا جدا می شویم ، تحت ولایت شیطان قرار می گیریم و شیطان پرست می شویم ؟

از اویس سوال کردند که در مقابله وسوسه های شیطانی چکار کنیم؟ او فرمود: با تمام قوا به سمت خدا فرار کنید.

ادامه نوشته

راههای مقابله با نفوذ شیطان(قسمت سوم: حمله سمت راست)

حمله شیطان از سمت راست یعنی دستبرد به دین انسان و شبه سازی،شیطان در احکام دین یا در کنار دین، شعبه سازی و دین سازی کاذب می کند .

در کتاب کافی داریم : همواره یکی از دعاهای اهل ایمان این است که خدایا من را از کسانی قرار نده که دین و ایمان شان عاریه ای است. خیلی از افراد جامعه ی ایمانی دین عاریه ای دارند یعنی عاقبت شیطان، دین را از دست شان می گیرد .

ادامه نوشته

پربرکت تر از علم کیمیا

آیت الله شبیری زنجانی همراه با امام خمینی با آیت الله نخودکی اصفهانی برخورد می کنند.

امام خمینی در مقابل شیخ نخودکی می گویند که قسم به صاحب این بارگاه اگر شما علم کیمیا دارید به ما هم بگویید. ایشان گفتند که اگر شما علم کیمیا را یاد بگیرید تضمین می دهید که از این علم فقط در راه خدا استفاده کنید؟     امام خمینی می گوید که من چنین تضمینی نمی دهم.

ایشان می گویند که من علمی پر برکت تر از کیمیا به شما یاد می دهم .

ایشان می فرمایند که بعد از هر نماز واجب یک مرتبه آیت الکرسی، تسبیحات حضرت زهرا، سه مرتبه توحید، سه مرتبه صلوات و سه مرتبه آیه دوم و سوم سوره طلاق را بخوانید و این برای شما از علم کیمیا پربرکت تر است .

امام فرموده بود که از وقتی این دستورالعمل را از این عارف گرفته بودم هر روز آنرا انجام می دهم و خیرات و برکات زیادی از آن دیده ام .

                                                                                منبع: سایت سمت خدا